ابو القاسم راز شيرازى
49
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
و واردات قلبيّه را - از نيك و بد - خواطر مىنامند ؛ اگر آن خاطر بخواند شخص را بر خيرات و اقبال و توجّهات به حقّ جلّ و علا ؛ آن خاطر را الهام خوانند و هرگاه آن خاطر باعث شود بر شرور و ادبار « 183 » از حقّ تعالى ، آن را وسوسه نامند . و باعث بر الهام ، ملك است ، و باعث بر وسوسه ، ابليس است . و توفيق باعث است بر قبول كردن الهام و عمل كردن به مقتضاى آن ، و خذلان « 184 » باعث بر قبول وسوسه است و عمل به آن ؛ « كما ورد عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « فى القلب لمّتان لمّة من الملك و وعد بالخير و تصديق الحقّ و لمّة من العدوّ و ايعاد بالشّرّ و تكذيب بالحقّ » « 185 » ؛ يعنى دو نزل « 186 » است از براى ملك و شيطان در دل كه عالم صغرى است ، پس از براى قلب دو اذن و گوش است ؛ از اذن راست ملك الهام هدايت مىكند ، و از اذن چپ شيطان ، وسواس و وسوسه و غوايت مىكند : ديو الحاحِ غوايت مىكند * شيخ الحاح هدايت مىكند اينست كه وارد شده : « قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرّحمن يقلّبها كيف يشاء » « 187 » ؛ و مراد از اصبعين ، دو انگشت است ؛ يعنى دو مظهر لطف و قهر است كه ملك و ابليس است . و اين دل در آدمى كه عالم صغرى است اگر
--> ( 183 ) - پشت كردن ( 184 ) - ناكامى و شكست ( 185 ) - چنانچه از رسول خدا وارد است : در دل آدمى دوگونه القا پيش مىآيد ؛ يك ، القاء از سوى فرشته كه آدمى را مژدهء كار نيك دهد و حقّ را تصديق كند و يك القاء از ديو كه آن وسوسه انگيزد و به بدى خواند و حقّ را دروغ شمارد . ( 186 ) - فرود آمدن ( 187 ) - دل انسان مؤمن ميانهء دو انگشت از انگشتان خداست تا آنگونه كه خواهد آن را بگرداند .